شمس سراج عفيف
260
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
از مهم تهته بازگشت در شهر دهلي آمد - در استمالت مملكت مشغول گشت - براي وضع طاس گهرياله در نشست - چند روز حضرت شاه فيروز و منجمان درگاه او را همدرين گذشت - چون آواز طاس در گوش خلائق افتاد هريك تني كه ازان انجمن براي تماشاي طاس گهرياله در شهر فيروزآباد آمده بودند هر يكي ابواب حيرت كشاد - براي ديدن طاس گهرياله رخ نهاد - جملهء عالم از وضيع تا شريف جوان و پير كبير و صغير براي نظاره آمدند - و آن طاس گهرياله بالاي دربار « 2 » كوشك شهر فيروزآباد داشتند - خلائق براي نظاره ميرفتند - تا كار « 3 » منافع طاس گهرياله و عظمت او بجائي رسيد و بمرتبهء كشيد كه در ميان سكههاي تاجداران و علامات « 4 » جهانداران داخل آمد - و سكه چه باشد كه به غير پادشاه با جاه عالم پناه بر غيري اطلاق نتوان كرد - طاس گهرياله نيز دائم پيش دربار دربار سلاطين نيكوكار نوازند - اين بود شرح طاس گهرياله - خواجه ميفرمايد * * بيت * بار مسيحا نكشد هر خري * * محرم دولت نشود هرسري « 5 » قسم چهارم بازآمدن سلطان فيروز شاه از سواري مهمهاي بزرگ و مشغول شدن باستمالت مملكت هژده مقدمه
--> ( 2 ن ) در باب * ( 3 ن ) كاربار * ( 4 ن ) علاماتداران جهانداران * ( 5 ن ) كسي *